خواستن تو؟! بی نتیجه ستداشتن تو بی ثباتمن ازون عاشقا نیستم ، که بیافتم زیر پاتبری ، راتو نمی گیرمدم رفتنت می خندمفرداشم بازم دوباره دنبال زندگیم هستمعمرمه که جای اون خدات می پرستممن یه آدمم که بعضی وقتا ،خیلی شادهمرد قصه های بی اوج ،دچار اتفاقای سادهدل من کوچیک تر از جای دو عشقهتو نباشی ، خب، معلومه کسه دیگه فکرت از سرم که میرهدلم تنگ بشه !بگیره ؟روسپی،زیبای من ...امشب مردی از خستگی بودن،پیش تو مهمونه از حسابم بردار،هر چه خرج کردی واسه این شمع و گل و حرف شاعرونه(پ.ن : اینو نوشتم فقط برای پشت پا زدن به ارزشهای عاشقونه)